بودجه سال ۹۷ و ماجراهای مسافران کوپن به نورآباد


یکی از مخاطبان با ارسال مطلب طنزی به وقایع این روزها در خصوص بودجه 97 واکنش نشان داد

سوار مینی بوس شدیم و رفتیم صندلی آخر یا همون بوفه نشستیم  و مثل یک روشنفکر بدشانس داشتیم مسائلی را در ذهن معیوبمون تحلیل الگاریتمی می کردیم. چند ثانیه نگذشته بود که راننده با صدای بلند و زشت و خَشِنی گفت: ککایل و دَییل جونی کرایه از امروز ۵۰۰ تمن گرونتر وابیه؛ از الان وتون ایگوم که متوجه باشید. جمله اش تموم نشده بود که یه پیرزن ۷۰  ۸۰ ساله ای که لابلای صندلیها قایم شده بود صداشو بلند کرد و گفت؛ ریم سَفی، پَ سیچه؛ مَ سر گردنیه، مه ایشا رانندیل سیراتی نیارید کو؟؟

پیرمردی هم که بغل دستی ما نشسته بود صداشو بلند کرد و گفت: آخ تا قیومت حالو حیا کنید شرم خیا کنید، کِ مَنَ جاده همو جاده یه ماشین هم همو ماشینِ؛ مه ایشا وتَ خدا و قیامت نیشناسید که ایطوری ظلم و مردم ایکنید

خلاصه این حرف راننده همچون بُمبی بود که کل مسافران را به سر و صدا واداشت.
راننده مجدداً صداشو بلند کرد و گفت؛ کرو حالو مه ایشا نه مِن جامعه ییت، مه اخبار گوش نییت؛ بنزین و گاز ۱۵۰۰ تمن گرون وابیه؟ دوش اخبار اعلام کِ، حالو ایشا کوچنیتون که و همه چی بی خبریت.


یه مرد ۴۰ و ۵۰ ساله ای هم که جلوتر نشسته بود رو به راننده کرد و گفت؛ ککا مو این چند روز هَمَش بی هیونلوم، وَت نونوم چِ وی بو چه ایره؛ خوا کو خو خُشکِش کرده؛ مسئولل هم فشار مردم ایارن

باز جمله اش تموم وانبیه؛ پیرزنِ داخل مینی بوس مثل مار افعی سرش را لای صندلیها بلند کرد و گفت؛ ریمِ سِ یه هزار تمنی یارانه و ۶۰ ساله وم ایین همش باید بیوم کرایه

پیرزن صداشو بلندتر کرد و باز گفت: ککاجونی ای شَرَ کی درست کرده؟ راننده جواب داد: پیرزن، روحانی، روحانی... روحانی ده ولوم کن

 

پیرزن باز گردنش را درازتر کرد و گفت: آخی که گِر بدبختمون کِرده ای کِلَه سَفی. پَ مردم بدبخت باید چِکنن


پیرمردی هم که کنار من نشسته بود صداشو بلند کرد و با عصبانیت گفت: آقای راننده به خیا یه تِمِن بیشتر نیوم؛ هر کاری دلت ایخو بکن.. راننده هم عصبانی شد و زد سر ترمز و گفت: مَنه نیی؛ پیای وابو، پیای وابو، حوصله جر و بحث بی ایشا پیرمرد و پیرزنل نیاروم

خلاصه نبینید روز بعد یه جر و مرافه وابی که اون سرش ناپیدا؛ نونسوم بخندوم یا مَنجی کنوم

منم‌که از شما چه پنهون فقط داشتم به این اوضاع می خندیدم که پیرزن با اون بقچه سه منیش زد تو سرم و گفت؛ کِ بچه وری ایگَلِنَ منجی کن تا یک دونه نَکُشتِنِ

باور کنید الان که ۵ ساعت و این جریان می گذرد هنوز مثل اینکه کل کره زمین دور سرم می گرده، این پیرزن وریچسه چقدر ضربه دستش قوی بوده و ما نمی دونستیم. باور کنید این پیرزنها را باید ببرند مسابقه مشت زنی

خلاصه آخرش تا این بودجه تصویب وابو چندتا دعوا و جَر حسابی سَرِش وی بو. تازه اولش


۱۶ دي ۱۳۹۶