دروغ های شاخدار برای فرار از پاسخگویی


فعالین اصلاح طلب تزهایی درباره حضور مردم در خیابان و اعتراض مدنی می دادند و بنزین آتش را فراهم می ساختند ولی در زمان حال که بستر اعترضات از سیاست های دولت روحانی در زمینه اقتصاد و معیشت فراهم آمده، آنها همه را متهم به خیانت و توطئه علیه دولت مورد پشتیبانی خود می کنند.

تجمعات غیرقانونی و بدون مجوزی تحت عنوان «نه به گرانی» در مشهد آغاز و به چند شهر دیگر خراسان نیز در پنج شنبه کشیده شد ولی در روزهای بعد این اعترضات با سواستفاده دشمن تبدیل به اغتشاشی شد که اصلاح طلبان سعی می کنند توپ آن را به زمین اصولگرایان پاس دهند.
به هر صورت اگر دولت روحانی بر مسند کار نبود و رقبا سکان هدایت کشور را در دست گرفته بودند، اگر گربه ای در کوچه بر سر سهم سطل آشغالش معترض می شد نیز اصلاح طلبان آن را به ناکارآمدی دولت اصولگرا مرتبط می دانستند و برای آن از مجامع جهانی درخواست کمک و در شبکه های اجتماعی امضاء جمع می کردند. اما در رفتارهای پارادکس گونه این طیف همین بس که در دولت روحانی و مدیریت شهری اصلاح طلب، معضلاتی مانند آلودگی هوا، ترافیک و مشکلات معیشتی به طول کلی نادیده گرفته می شوند و در صورتیکه کسی از آنها دم بزند، با تهمت «دسیسه» و «کی رای داده اند که بخواهند، پشیمان باشند»، روبه رو می شوند.

آنچه در مشهد و چند شهر دیگر استان خراسان در روز پنج شنبه هفته گذشته روی داد، رویداد تازه ای نبود و ماه ها است که در پایتخت کشور در مقابل مجلس شاهد آن هستیم. مردمی که با سرمایه گذاری در موسسات مالی با مجوز بانک مرکزی دچار ضرر و زیان شده اند و بانک مرکزی به جای جبران خسارت، کار را به آنجا کشاند که معترضان وارد خیابان شوند و صدای اعتراض خود را بلندتر کنند. در همین حال موج گرانی های اقتصادی و کالاهای اساسی نیز به تجمع اعتراضی مشهد اضافه شد که این نیز منجر به برخی از شعارهای خارج از عرف گردید. ولی مثل همیشه دشمنان و بنگاه های سخن پراکنی مانند بی بی سی فارسی با سمت و سو بخشیدن رسانه ای به این شورش ها آن را علیه حکومت تفسیر کردند و قالب آن را از یک تجمع اعتراضی به دولت به قالب ضدحکومتی و ضدنظام برده اند. امری که بدون شک با به میان آمدن برخی از عناصر مشکوک،  جنبه ساختارشکنانه ای به خود گرفت. در روزهای بعد نیز دشمن بیکار ننشسته و با تهیج نیروهای ساختارشکن و فتنه گر، شهرهای دیگر ایران را صحنه درگیری و شورش کرد و به طور کلی اعتراضات اولیه ماهیت خود را از دست داد و به تقابل امنیتی با حکومت تبدیل گردید.

اما نکته اساسی در این میان، سواستفاده دشمنان و رسانه های معاند مانند بی بی سی فارسی و آمدنیوز از این تجمعات بود. در اعتراض سپرده گذاران موسسات مالی در تهران نیز مشاهده می شد که این رسانه ها با تبلیغات گسترده آن را از یک اعتراض صنفی و کوچک، به کل نظام و حکومت بسط می دادند و سعی می کردند تا مردم را از طریق شبکه های اجتماعی جهت افزایش اعتراضات و به آشوب کشیدن آن تحریک کنند. سواستفاده از این گونه تحرکات در ذات و ماهیت کاری این رسانه ها است و نمی توان این روند را تغییر داد. در این بین در میان تجمعات که اسیر تحریک ها و هیجانات شده و تعدادی از افراد مخالف نظام وارد این تجمعات شدند و سمت و سوی آن را تغییر دادند که در این زمان دستگاه های انتظامی و امنیتی تاکنون با سعه صدر توانسته اند با هوشیاری تمام عناصر ضدانقلاب را شناسایی کنند و مانع تغییر جهت اعتراضات به شورش و خسارت به اموال عمومی شوند.

وقتی اصولگریان متهم به شورش می شوند!!
با این حال اما واکنش اصلاح طلبان به تجمعات و شورشه ها بسیار جالب توجه است. حال آنکه با ادامه این اعتراضات و تبدیل به شورش شدن آن، دیگر نمی توان از آن به عنوان اقدامات خودجوش یا بدون برنامه ریزی برخی متضرران مالی موسسات اعتباری یاد کرد. در همین حال اما متهم کردن اصولگرایان و جریان های رقیب دولت در راه اندازی این تجمعات بسیار نکته حائز اهمیتی است که از سوی برخی اصلاح طلبان منفعل مدیریت می شود.  اسحاق جهانگیری، معاون اول دولت در این زمینه آن را مربتط به افرادی پشت پرده دانسته که می خواهند به دولت روحانی آسیب برسانند: «مسائل اقتصادی را بهانه کرده‌اند که به نظر می آید پشت این قضیه مساله دیگری باشد که حتماً باید شناسایی شود. کسانی که بانی این قضایا در کشور هستند دود آن به چشم خودشان خواهد رفت؛ آنها فکر می‌کنند که با این کار به دولت آسیب می‌زنند.»
 
 

در همین رابطه برخی از فعالین سیاسی اصلاح طلب این تجمعات را در ابتدا کار بسیج و آیت الله رئیسی در مشهد دانسته اند و پس از اضافه شدن مردم و از کنترل خارج شدن اوضاع، شعارهای خارج از دستور کار از سوی معترضان داده می شود! این افراد هدف اصلی جریان بسیج یا آیت الله رئیسی را همزمان با سفر معاون اول دولت به خراسان و ناکارآمد جلوه دادن دولت روحانی ارزیابی می کنند! توهمی که نه شناختی از کارکرد بسیج دارد و نه جایگاه آیت الله رئیسی به عنوان تولیت آستان قدس رضوی را می شناسند و اصولا همان حرفی است که بی بی سی فارسی یا آمدنیوز سعی در پررنگ کردن این فرضیه در ابتدا داشتند.

همچنین عده ای از روزنامه نگاران و فعالین اصلاح طلب در شبکه های اجتماعی از تلاش برای امنیتی کردن فضای کشور جهت بی اثر کردن تلاش ها برای رفع حصر سران فتنه پرده برداری کرده اند. توهم توطئه تا به آنجا بالا رفته که دستگاه های امنیتی کشور را با کانال مجعول و معاندی مانند آمدنیوز هماهنگ ارزیابی می کنند تا به این جو امنیتی بیشتر دمیده شود و موافقان حصر در فضای امنیتی دیگر به سکوت واداشته شوند.

با افزایش تنش ها در روزهای اخیر، دیگر فعالین اصلاح طلب نیز برای تقویت توهم توطئه به میدان آمده اند. حمیدرضا جلائی پور که پیاده روی اربعین را مختص آدم های ندید بدید تفسیر کرده بود، اینگونه به تحلیل ریشه ای مناقشات اخیر پرداخته: « اعتراضات امروز توسط جوانان ستادهای کاندیداهای شکست‌خورده انتخابات و به‌اصطلاح هوالمطلوبی‌های حاشیه مشهد علیه گرانی و دولت برنامه‌ریزی و ساماندهی شده بود اما با پیوستن مالباختگان شاندیز و مردم عادی به آن گره خوردند و شعارها به سمت شعارهای تند ساختارشکن تغییر کردند و از دست سازمان دهندگان دررفت. می‌توان حدس زد به‌سرعت خودشان بساط پهن کرده را جمع کنند چون نتیجه نامطلوب را در بادی امر حس کردند.»

عباس عبدی نیز در این میان خراسان را خاستگاه اعتراضات دانسته و آن را هدایت شده توسط نیروهای معرفی کرده که کاملا مشخص است روی سخن وی چه کسانی هستند: « اگر کسانی بتوانند نسبت به وضع خود معترض شوند و آن را علنی اظهار دارند و به‌صورت جمعی گرد هم‌آیند و در خیابان شعار دهند، به‌طورقطع در دوره احمدی‌نژاد باید بیشتر و گسترده‌تر دست به این اقدام می‌زدند منطقی است که بگوییم این تظاهرات مبتنی بر یک واکنش خودانگیخته اجتماعی و غریزی مردمی نیست. حتماً پشت ماجرا مسائلی غیر از رفتار خودجوش وجود دارد. این اتفاق به‌احتمال‌زیاد پشت پرده سیاسی نیز دارد، به‌ویژه آنکه در شهرهای خراسان رخ‌داده است؛ جایی که مخالفان دولت ریشه دوانده‌اند.»
دست های پشت پرده!

روزنامه اصلاح طلب شرق نیز در تحلیلی به دست های پشت پرده ای اشاره کرده که به بهانه مشکلات اقتصادی و اعتراض به اوضاع زمان را برای به زیر سوال بردن روحانی مناسب دیده اند: « صفحات رسانه‌های اجتماعی که خصوصی یا باز بدون پست و فالوور هستند، در کامنت‌های زیر پست‌های مربوط به گرانی تخم‌مرغ یا افزایش احتمالی قیمت بنزین، به‌طور‌رسمی جنبش توهین به روحانی را کلید زده‌اند؛ آن هم به‌شکلی که ظن سازماندهی‌شده‌بودن را تقویت می‌کند، با تصویر پروفایل یک جوان مدرن و دارای ژست اپوزیسیون! پست‌های صفحات آنان هم عدد صفر را نشان می‌دهد تا بلکه از عکس‌های آنها بتوان فهمید چه نوع طرز فکری دارند. تشخیص اینکه این معترضان، «به‌فرمان» در صحنه حضور دارند یا نه، برای فعالان رسانه‌های اجتماعی دشوار نیست.»

صادق زیباکلام مفسر همیشه در صحنه اصلاح طلبان در سایر تحولات ایران و جهان نیز از نیروهایی سخن گفته که با روحانی مشکل داشته و تخم مرغ را بهانه کرده تا با شروع اعتراضات هدفمند او را تحت فشار قرار دهند: « آنها تصور می‌کردند با توجه به نارضایتی که از تخم‌مرغ، نان و بیکاری دارند مردم بریزند و در خیابان بگویند مرگ بر روحانی و آنها از این به عنوان حربه‌ای علیه روحانی و اصلاح‌طلبان استفاده کنند اما آمدن بخش قابل توجهی از سایر مردم همه حساب کتاب‌ها و برنامه‌های مخالفان دولت را به هم ریخت.»

تفسیر جالب برخی از اصلاح طلبان از اعتراضات و شورش های پس از آن در نوع خود یک پارادوکس را ایجاد می کند. در سال هایی که نظام به وسیله فتنه ای که سران اصلاح طلب آغاز کرده بودند، در حال تضعیف بود، فعالین اصلاح طلب تزهایی درباره حضور مردم در خیابان و اعتراض مدنی می دادند و بنزین آتش را فراهم می ساختند ولی در زمان حال که بستر اعترضات از سیاست های دولت روحانی در زمینه اقتصاد و معیشت فراهم آمده، آنها همه را متهم به خیانت و توطئه علیه دولت مورد پشتیبانی خود می کنند. از سوی دیگر اصلاح طلبان با توهم توطئه سعی می کنند زمین بازی را عوض کرده و با متهم کردن نیروهای رقیب به طور کلی مانع از پاسخگویی دولت و خودشان دربرابر موج گرانی ها، مشکلات اقتصادی و وعدهای انتخاباتی بر زمین مانده شوند.

آنچه در روزها و ماههای اخیر در برخی از شهرهای ایران علیه سیاست های اقتصادی دولت و یا موسسات مالی که سپرده های مردم را بر با داده اند، روی داده، بدون شک مورد سواستفاده دشمنان واقع شده و از هیچ تلاشی برای ادامه گستردن دامنه آن به شورش، آشوب، تظاهرات ضدحکومتی و شعارهای تند دریغ نخواهند کرد، اما دراین میان دولت روحانی و حامیان اصلاح طلب نیز باید به جای پروراندن توهمات توطئه، به دنبال حل مشکلات معیشتی و اقتصادی باشند و مانع ایجاد بسترهایی برای سواستفاده معاندان ایران شوند. از سوی دیگر متهم کردن اصولگریان یا نیروهای حامی انقلاب اسلامی به راه اندازی اعترضات امری ناجوانمردانه و متوهمانه است، چرا که چهار دهه انقلاب اسلامی ثابت کرده که نیروهای وفادار به انقلاب و نظام همواره در تلاش برای ثبات و مقابله با تحرکات دشمن درداخل بوده اند و هیچ گاه خود بستری را برای تضعیف دولت یا نظام فراهم نمی کنند. این اعتقاد وجود دارد که دشمنان انقلاب و نظام از هر حرکتی برای پروراندن خط تقابلی علیه کشور بهره برداری می کنند و نیروهای انقلابی هیچگاه چنین بهانه ای را به دست دشمنان نمی دهند ولی اصرار اصلاح طلبان در اتهام به اصولگریان امری است که دشمنان برای ایجاد فضای دو قطبی در کشور دنبال می کنند.
منبع: جهان نیوز


۱۲ دي ۱۳۹۶