کانال تلگرامی نورآنلاین شماره تلفن خبرنگار نورآنلاین جمیل نورآنلاین ارتباط با نورآنلاین- تماس با نورآنلاین logo-samandehi
سیدمحمدرضا رستمی

از قلم های سرسپرده تا قلم های بی گناه!!!

۱۷ تير ۱۳۹۶ - ۲:۱۴:۳۶ کد مطلب: 8470

قلمی که بند بندش حلق آویز هزار و یک رشوه ، هزار و یک اختلاس و فقر و در به دری و فاصله های طبقاتی است، قلمی که نمی تواند فریاد لیسانسیه های بیکار سر کوچه و خیابان ها را ترسیم کند، قلمی ست بی عرضه و سرسپرده که سزاوار هزاربار خشکیدن است و در هم شکستن! همان بهترکه این قلم های پرگناه و افلیج و سرسپرده هر روزه به سلاخی و قربانی کشانیده شوند...!!!

نورآنلاین، سید محمد رضا رستمی، این روزها جوهره ی قلم هامان خشکیده است، این روزها رمضانِ حنجره هاست!!عطش ها ، بیدادورزانه در فَوَرانند اما تقواها سدّ راهشان شده اند!! کاش می توانستیم به تکلّمی لب ترکنیم تا عطشی فرو نشانیم.!!
کاش می توانستیم دلمان، دلهای پرآبله وچرکین مان را به زمزم فتوای کوتاه آستینِ معتکفی رنگ و روی و جلایی بدهیم.!!
کاش قلم های هلالی و کمرشکسته هامان نیز، جوهره هاشان نمی خشکید.! کاش حرفشان و گفت شان خریداری می داشت.!کاش مثل صاحبان شان شکسته دل و شکسته قامت نمی شدند...! 
اما چه کنند این بی سر و پا و دست و دل شکسته های بی قلمی که روزانه " حلاج " گونه هزار کلوخ از دست " شبلی "دوست می خورند و تنها به برکشیده شدن آهی قناعت می کنند! ...همان بهترکه برای یکبار هم که شده شکسته شوند تا تن ها و تندیس شان بر دار بی عدالتی تنها نمادی باشد که فریادها هم می توانند بی دادرس باشند! که تنها به فریاد، دل خوش نکنیم !

اما حساب قلم های خاطی و پرگناه جدای از اینهاست. قلم های شکسته ی ناکارا ، قلم های پرگناه، سزاوار شکستن اند و نابود شدن  !! قلمی که پامال شبهات درهم پیچیده ی اصلاح و اصول و اعتدال بیراهه می شود، قد خم می کند و گردن می نهد، قلمی که صبح و پسین در لفّافه ی رادیکال و میانه و چپ و راست های مردم آزار، مرموزانه، منزوی فقیرانه ترین کلبه های کوهستانی و جلگه های سرزمین خود می گردد، سزاوار شکستن است !
قلم خبرنگاری  که تمام پرستیژش، تمام ابهّت و دم برآوردنِ در روزنامه های صبح و پسینش، بزرگنمایی و نگارش جملات سردرگم فلان وزیر و وکیل وآقازاده ی یک لاقبای سودایی مزاجی ست که چند صباحی بعد، کاباره ها وحرم سراهای حاشیه های خلیج وکافی شاپ های کانادا و احیاناً بیغوله ی زندان هایی در انتظار اوست، سزاوار شکستن است! 
قلمی که نمی تواند خونبهای جوان و نوجوان روزنامه نگاری پردل و جسور را ترسیم کند، قلمی که جُربذه ی به تصویر کشانیدن ضجّه های میلیون ها مال برده و مال باخته ی این سرزمین و جرات و نای سطری از آنهانوشتن در وجودش خشکیده، سزاوار شکستن است!
قلمی که بند بندش حلق آویز هزار و یک رشوه ، هزار و یک اختلاس و فقر و در به دری و فاصله های طبقاتی است، قلمی که نمی تواند فریاد لیسانسیه های بیکار سر کوچه و خیابان ها را ترسیم کند، قلمی ست بی عرضه و سرسپرده که سزاوار هزاربار خشکیدن است و در هم شکستن! همان بهترکه این قلم های پرگناه و افلیج و سرسپرده هر روزه به سلاخی و قربانی کشانیده شوند...!!!
اما...اما فغان و فریاد از تریبونی که در عصر" اندیشه های نو"،درعصرپیشتازان آرمانگرا، درعصردهکده های جهانی و بیداری ملت ها، فرمان مرگ برای قلم های بی گناه صادر می کند !!! فرمان در هم شکستن حنجره ... !
 فغان و فریاد که قلم های پر گناه درگرداب های شبهات و شهوات زاییده و پرورده ی هزارو یک تفکر موهوم و سردرگم شده اند و قلم های بی گناه را هرزه می خوانند و عصیان گر، شورشی می دانند ونامشروع ... به محاکمه می کشانند و قربانی اش می کنند...!! فغان و فریاد از قلم ها و قدم های پرگناه و بی پروای ویرانگر... ! 
 
وقتی همیشه مقصر ها آن طرف آب ها سکونت دارند ...! وقتی قلم های "مدیران ارشد" بسان چاقوی" زنجانی " لت و پار می کند!! وقتی سرمایه ها و حقوق ملی مملکتی ، یک روز قلمبه و سه هزارمیلیاردی و مدتی بعد خزنده و با حقوق های نجومی مسئولانش به تاراج می رود! وقتی لیسانسیه ها و فوق لیسانسیه های تخصص گرفته ی این مملکت ،سی ساله هایی عَذَب و مجرد، بیل و کلنگ در دست و تلمبه های سم پاشی بر دوش در کنار جالیز ها و زمین های کشاورزی، به دنبال لقمه نانی ، تخصص و استعدادشان هدر می رود... آن وقت است که قلم های پرگناه و بی گناه را باید از هم بازشناسانید و به محاکمه کشانید !!
وقتی هیچ اداره ی کار وتعاون و رفاهی ، هیچ سخنگوی کمیسیون طرح و برنامه و معاون بودجه ای پاسخگوی درد هاشان نیست و هیچ وزیر و وکیلی با دیدن به سر درآمدنشان چهره ای درهم نمی کشد.وقتی  رانت خواران تجمل گرای بلغمی مزاجی که پا بر گرده ی همین جوان ها به مقاماتی ارشد تکیه زده اند و باد در گلو، تریبون ها را به دفاع از آن ها به لرزه در می آورده اند اما اندک طرح و برنامه ای برای این جوان مخدوشِ پا درگل ندارند،  قلم به دست ، سرسام می گیرد و جوهره ی قلم به خشکی می گراید ، زبان به لکنت می افتد ، ریه ها پر از سم می شود و حنجره ها هزار گره بر گلویشان نشانده می شود ... ! اینجا هم می تواند جولانگاه قلم باشد. قلم های پرگناه و بی گناه، قلم های زورگو و قلم های حقیقت جو را اینجا هم می توان از هم بازشناخت...

چگونه می توان ،چگونه می شود از دردها و مصیبت های این مردم ، بی اندک احساسی گذشت؟چگونه  و با چه رویی می شود درد کوچه پس کوچه های کارگران و رفتگرهای لیسانسیه را به نمایش نگذاشت؟ چگونه می توان انتظارداشت تا قلم، رنگارنگ و پرجاذبه وگلابتونی بنگارد ؟
و این ها همه درد است...دردهایی که بازگوکردنشان بر دوش قلم به دستان دردآشنا سنگینی می کند...
                                                                     ****
با اندک دقتی ریشه بسیاری از بلاها و مصیبت ها را می توان به عینه و نمایان در جامعه ی سرطانی و مسموم دید..گوشه ها و نمونه هایی از این دردها و درمان ها را بیان می کنیم: 
الف)-در جامعه ای که عقلانیت و شعورنتواند احساسات را به مهار بکشاند. در جامعه ای که خویشتنداری و تقوا مضحکه ی فضاهای مجازی اش بشود، دلواپسی کشور و تدبیر امور در میادین و مجالسش معامله وحراج بشود، درجامعه ای که دین و اخلاق از تراز و اولویت بیفتد، در جامعه ای که عقب نشسته ها و جلو رفته هایش همه خودخواهنده و فرمان دهنده باشند، در جامعه ای که ژورنالیست هایش مسئول و مدیر، و مسئولان و مدیرانش ژورنالیست باشند ،یعنی خودشان بگویند و خودشان برای خودشان بنویسند، در جامعه ای که تبانی مدیر و وزیر و وکیلش بر جسته ترین تیتر های خبری روزنامه های صبح و عصر و بهار و تابستانش باشد،... باید بروکراسی و فساد سیطره پیدا کند. باید میلیارد های وام ازدواج  نوعروسان وتازه دامادانش ، وام رفاه دانشجویانش ،وام مسکن و یارانه ی روستاییان و کمک هزینه های سربازانش اختلاس شود. باید جوان هایش عذب و علاّف ، بیکار و معتاد و سر خیابانی و کارتن خواب شوند.  باید جوان ها و نوجوان هایش مسیر کافی نت ها و گیم نت ها را بهتر از راه شبستان های مساجدش بشناسند . باید بَنگ  و بی تی و شیشه و حشیش، آرامش زاترین مسّکن های نوجوان ها و دانش آموزان و دانشجویانش  باشد...و هزار و یک " باید " هایی که نباید می بودند...! هرکسی قصور و تقصیر را گردن دیگری می اندازد و بازار عطاران ومکّاران، گرمِ گرم و پر رونق...وآنطرف آبها به ریش این طرف آبها مستانه می خندند...و این پازل سرسخت و عجیب هر روز نازاترو عقیم تر و حل ناشدنی تر...تا مگر     " دستی از غیب برون آید و کاری بکند."...و مسئولان ما البته نه همه که مسئولان نااهل و بیراهه و بدراهه رفته هایمان مقصرند... باید به خودشان بیایند یا به خودشان آورده شوند...!!!
مدت ها پیش کلان مسئولی فرهنگی که خودش از تصمیم گیرندگان برتر استانی دهه های اخیر بود با شدت تمام بر میزی می کوبید و بر جمعیتی از  مخاطبانش می تازید که: مسئولان ما در این سی و اندی سال چه کرده اند ؟ چرا جنگ نرم راهش به خانه ها وکوچه های ما بازشده ؟ این چه سیاستی است ...؟ ما خیال می کردیم مخاطبانش پشت سر ماهاست... بیچاره پشت سری ها هم خیال می کردند مخاطبش ما جلویی ها هستیم ...حالا به قول آن دوست "پیدا کنید پرتقال فروش را..." و اینها همه درد است!!!
ب)-عیب و ایراد از خود ماهاست . از ما که عوام هستیم . از مایی که مدیران ناخوش احوال و کم تجربه و بعضا پول پرست و مقام پرست رأس امور فرهنگی و اقتصادی و حتی اجتماعی و قضایی مان قرار می گیرد و دم نمی زنیم. ما مقصریم که به خاطر رسیدن به موفقیت های آنی و کوتاه مدت، بدون اندک تدّبر و تعقلی، گوتره ای و فله ای بر مسند قدرت و تصمیم گیری هایمان می نشینند و سکوت اختیار می کنیم. ما مقصریم چرا که بد نظارت می کنیم. ما مقصریم که نخبه هامان در ته دیگ های تصمیم گیری اقتصاد و اجتماعمان سوخته و جِزغاله می شوند و هدر می روند و تنها و تنها به سرخاراندن گاه و بیگاهی بسنده می کنیم...و اینها همه درد است!!!
ج)- یکی از حربه هایی که معمولا سودا گران و سوء استفاده کنندگان داخلی با آن به نوا می رسند این است که هر گاه مملکتی از بیرون تحت فشار باشد و همّ وغمّ مسئولانش به بیرون معطوف شود طیف جاه طلبان و فرصت طلبان ، معمولا شیره ی جان داخلی ها را می مکند. مردم را می دوشند و کم فروشی و گران فروشی ، ربا خواری و رانت خواری و کلاه برداری و زورگویی را رواج می دهند . هر کجا هم که رسوایی به بارآمد خودشان تافته ی جدا بافته می شوند و مبّرا از هر عیب و نقص ...و فوق و نهایتش  "مسگران رنگین قومی از شوشتر می آورند و گردن می زنند و خلاص..."
 بانیان وسلسله بندان این فساد های اندرونی و سیستماتیک کسانی هستند که بی شرمانه و خودخواهانه پدرجدّ این مردم را در آورده اند و این مردم را زهر در کام و استخوان در گلو ، حلق آویز و منزوی نموده اند ...و این ها همه درد است !!! درد های مُزمنی که این مملکت سال های سال است زیر فشار سنگ های آسیایش ، گُرده هایی برآماسیده و زخمی به خود گرفته است. دردهایی که باید جراحی شوند و مداوا... و اینها برعهده ی دلسوزان واقعی نظام است که اگر دیر بجنبند زخم های برآماسیده سرطانی می شوند و علاج ناپذیر...!!

د)- اما همه سردرگم و نالان اند که منجی این همه معضلات و این مشکلات، این در هم تنیده ها و تارعنکبوتی ها چه کسانی باید باشند؟ روزنامه ها ؟ ژورنالیست ها یا وزیران و وکلا و روسای جمهور؟  یا مدیران کل و استانداران و فرماندارانی که دیکته های بالا دستی را نه به اختیارکه به جبر باید اجرا کنند ؟ یا مسئولان ادارات و نهاد ها و ارگان ها و پایین دست ها ؟ یا خود توده و عوام مردم...؟
 تا زمانی که لایه های فرودینه ی این اجتماع بالنده نشده باشد ، تا زمانی که توده ها و عوام  به توانایی جامع و مانعی نرسند که شانه هایشان قدمگاه تصمیم گیرندگان فرا دستی نگردد ، تا زمانی که رانت ها و معاملات سیاسی از بین نرود ، تا زمانی که روزنامه ها و مجلات ، شفاف ننویسند ، تا زمانی که مسئولان شفاف نگویند ، تا زمانی که ربا و رشوه و کلاهبرداری بر چیده نشود ، تا زمانی که اهانت کنندگان به حرمت ملت ، بیت المال خوارها و دست و پا کج ها و کلاه کج ها و حتی قلم کج ها پای چوبه های دار کشانیده نشوند و کمترین جریمه هایشان قطع دست و پا و حبس های طویل المدت و سلول های انفرادی اوین و عادل آباد و کهریزک نشود، این مملکت و این ملت سربلند نخواهد شد !!!. 
تا زمانی که اموال و دارایی و ثروت های به یغما برده این مردم – حتی اگر در مهر و کابین زنان شان قرارگرفته باشد - به جیب و خزانه این مردم و مملکت باز نگردد  این مردم آب خوش از گلویشان پایین نمی رود. داغ کردن پشت دست از قدیم در مورد سارقان و دست کج ها مرسوم بوده و این کمترین مجازات خائنین به ملت و بیت المال باید باشد... و این ها کمترین مسّکن  و درمان است.
ه)- قانون شکنی و اختلال اقتصادی نباید باب شود باج گیرنده ها وآقازاده ها، مال رعیت چپاول کن ها و نان به نرخ روزخورها و همه ی رفاه طلب های آسوده چر و مفتخور باید مهار وکنترل شوند . و البته که باید تاوان درد و مشقت های مردم زجردیده قدم به قدم از مُرفهان بی درد و به قولی از اریستوکرات ها و تکنوکرات ها و آقازاده هایشان ستانده شود.
 ما همه، هم انقلابی هستیم و هم دلواپس  نظام و انقلاب . نباید عده ای بی خود و بی جهت خودشان را دایه های مهربان تر از مادر جا بزنند ، خودشان را وارث همه تخت و تاج های مردم این سرزمین به حساب آورند و به مردم زور بگویند و دار و ندارشان را مصادره کنند . تمکین به اخلاق ،به دین و به این ملت و خواسته های عقلانی باید مترّتب بر سایر امور باشد و در اولویت قرار بگیرد .
با مدرک های بی سوادی که ادعای سخنگویی مملکت و دولتی را یدک می کشند اما مفاهیم اقتصادی کلان و عمیقی را لایه لایه پسِ پشت پرده ها و تاریک خانه های نمور وزارت خانه ها در بندکرده اند ومحارم اقتصادی به حساب می آورند که مردم نباید از رمز و رازش باخبر باشند باید بهوش باشند که تدّبر و تعّقل و یکرنگی را در تصمیماتشان آشکارا به نمایش بگذارند .فقیرترین های این مردم هم ، مو را از ماست بیرون می کشند و سَره  از ناسَره را به خوبی از هم باز می شناسند...
تا کی بایدعده ای مدارک جرم و فیش های چند ده و صد میلیونی را در انظار عمومی به رخ رقیبان خود بکشند و هیچ باز خواست و باز جویی کننده ای جرات (تو) گفتنی نداشته باشد چرا که فلانی زنجیره و حلقه و افسارش به کُلاله وکَلاته ی فلان اصول و بهمان اصلاحات آفت زده گره خورده است!!!؟؟ یقه آقازاده های متمرّد و متوّهن باید پیش و پس چاک شود و سر جای خودشان نشانده شوند !! 
اگر مال فقیر و یتیم خوردن به اذعان و استناد آیات محکم و براهین جلالی آن قدر سخت و دهشتناک است که باید آتش از مقعد فروخورندگانش بجهد  باید روزانه صد ها مسند و جایگاه و دفتر و دستک و مقعد درآتش های مخوف  و مهیب  سوزانده شود !!. اما چرا نشانی از شعله هایی و دود آتشی دیده نمی شود؟  اگر این قوانین و حرمت ها در این ایام حکومت های ذکر شده عملا و علناً زیر پا نهاده می شوند، چرا قانون شکن ها و رانت خوار های دریده چشمش در امن و امان  و در مصونیت کامل برای شکستن های بعدی توده ها خیز بر می دارند؟  چرا شلاق و زندان و محکومیتی  و در هم شکستن دنده ای در شأن این اُختاپوس های رمّال نازل نمی شود؟
راستی چه کسانی پاسخگوی این همه ناعدالتی و تحقیر و بی حرمتی در حق این مردم هستند ؟ کدام جامعه ی مدنی و کدام قانون و سنت اسلامی فرمان باز گذاشتن دستان عده ای را برای به تمسخر واداشتن ملتی باز می گذارد ؟ کدام فرزندِ نزاده ی این مرز و بوم باید تاوان بروکراسی فابریک و تازیانه به دست و هرزه گرد ، دموکراسی سر ودست و پا زخمی و بلغمی مزاجِ خانه به دوش امروزی را بپردازد!!!؟

انتظار این مردم از سران و رهبران و دلواپسان واقعی ، از سران عدالت محورش خیلی بالاتر از اینهاست و بسیار بالاتر از وضع موجود....  باید تساوی حداقلی و نسبی اقتصادی و اجتماعی در جامعه ی اسلامی مان بر قرار گردد ، باید ستون های متزلزل و در هم شکسته اداراتِ متوّلی اقتصاد و فرهنگ و مخصوصاً پیکره ی آفت زده ی آموزش و پرورش که سنگین ترین بار های نپذیرفته ی دیگران را بر دوش می کشد بازسازی و ترمیم گردد.و هزار و یک بایدهای دیگری که حق آشکارایی و رمزگشایی دارند و در نطفه خفقان گرفته اند.
و)- کلام آخر اینکه بایدهوشیاری و درایت  داشته باشیم . نباید خودمان را با خواب های خرگوشی بپرورانیم . اگر قراربوده باشد هر کسی به بهانه های واهی و فریبنده ، کوتاه مدتی قدرت، اجیرش باشد ، رجز خوانی کند و ملتی را مخدوش و منکوب و متلاشی کند، پس، از این به بعدش نیز به امید های واهی دل باید ببندیم. چهار ساله های انتظاری که جامی از خوشحالی و امید را به ما خواهد نوشانید... ، دوچهارسال قبل تر از آن که دلواپسی و دلسوزی بدرقه  و طنین کلام و لحنشان بود... و چهار ساله های ما قبل تر از آنکه به دنبال رسیدن به کمال وآرمان هایی وگفتگوی تمدن هایی ، هروله کنان دویدیم و نرسیدیم و ... و .
تا کی باید چهار سال چهار سال چشمانمان به دستان این و آنی باشد که خودمان جا به جا می کنیم و بالا می نشانیم ؟ تا کی باید قهرمان های پوشالی و مجازی و منجیان دروغین بپرورانیم ؟  تا کی باید تاوان خامی ها و بی دقتی هایمان را در فیش های پنجاه ، صد و دویست و چهل و هفت میلیونی تقدیم هر تازه از راه رسیده ی فرصت طلب و بر مسند اقتدار تکیه زده ای بنماییم ؟و تا کی باید گونه های متوّرم خودمان را با سیلی های "به شما مربوط نیست و در حوزه ی کار شما نیست " سرخ کنیم و دم در نیاوریم؟
بهوش باشیم تا نسل های آتی ، تا تاریخ در باره ما بد قضاوت نکند و در به چالش کشیدن مان ، ما را مردمانی فرومایه و سفله و سست عنصر ، مردمانی چاپلوس و بله قربان گو، مردمانی خائن به خویش و به فرزند و به ملت قلمداد نکنند. ....ساعتی را با خود و خدای خود خلوت کنیم و به تأمل وا نشینیم و نگذاریم در دامنه ها و تنیده های توطئه و تخطئه حلق آویز و قربانی شویم...
                                                                                                                           

پایان گزارش /224224





نام:                       

پست الکترونیک: 
نظر شما:  

جستجو:

شهروند خبرنگار

سوژه ها و ایده های خود را جهت انتشار و پیگیری در نورآنلاین ارسال فرمایید.
نام:
پست الکترونیک:
عنوان:
نظر شما و شماره همراه:

تمام حقوق محفوظ بوده و استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

Copyright© noronline.ir, all rights reserved

طراحی و پیاده سازی : سفیر سیستم